تبليغاتX
به وبلاگ عمو محسن خوش اومدید
اين زندگي غمزده غير از قفسي نيست

 

هنوز منتظرم در شب جداييمان
که شايد از پس غم هادوباره برگردي
نمي روم به اميدت هميشه مي مانم
جواب ده به سوالم هنوز دلسردي؟
چه کرده ام که برنجي؟ هميشه در فکرم
به ياد لحظه آخر غروب ديدارت
به ياد شوق حضورت اگر که باز آيي
به ياد صورت خندان کلام تب دارت
نگاه کن که شکستي پر اميدم را
قبول کن که حضورت براي من کم بود
نديده ام زنگاهت طلوع شادي را
هميشه سهم من از تو هجوم ماتم بود
چه زود رفتي وماندم کناره راه اميد
سپرده ام دل خود را به جاده ديدار
نگاه سبز مرا فرش مقدمت بنگر
براي دادن جانم تو يک قدم بردار
به قطره قطره اشکم نگاه کن اين بار
اگر که آمدي و خواستي که برگردي
دلت نمي شکند با نگه به چشمانم؟
جواب گو به سوالم تو واقعا مردي؟
هنوز منتظرم جاي خالي ات اينجاست
بيا که جاي خيالت کنار من باشي
چه خوب ميشود اي خوب من
تو پاسخي به تب انتظار من باشي

 

+ نوشته شده در  یکشنبه چهاردهم اسفند 1384ساعت 23:7  توسط عمو محسن |